2.3.2. آثار
1.2.3.2. بند رختی که برای خودش دل داشت
2.2.3.2. لبخندهای کشمشی یک خانواده خوشبخت
3.2.3.2. هندوانه به شرط عشق
4.2.3.2.در روزگاری که هنوز پنجشنبه و جمعه اختراع نشده بود
3.3.2. ارزیابی کلی
4.2. فریدون عموزاده خلیلی
1.4.2. درباره‌ی نویسنده
2.4.2. آثار
1.2.4.2. پروفسور اسکولسکی و ژنرال پیسکولسکی
3.4.2. ارزیابی کلی
5.2. شهرام شفیعی
1.5.2. درباره‌ی نویسنده
2.5.2. آثار
1.2.5.2. ماجراهای سلطان و آقا کوچول
2.2.5.2. عشق خامه‌ای
3.2.5.2. به دنبال دماغ خیس
4.2.5.2. مرغ سوخاری برای جنازه
5.2.5.2. گربه در جوراب زنانه
6.2.5.2. عزیزم چه رنگی بپوشم
7.2.5.2. با تخم مرغ مهربان باش
3.5.2. ارزیابی کلی
6.2. محمدرضا شمس
1.6.2. درباره‌ی نویسنده
2.6.2. آثار
1.2.6.2. دیوانه و چاه
2.2.6.2. بادکنک و اسب آبی
3.2.6.2. من، زن بابام و دماغ بابام
3.6.2. ارزیابی کلی
7.2. فریبا کلهر
1.7.2. درباره‌ی نویسنده
2.7.2. آثار
1.2.7.2. سالومه و خرگوش
3.7.2. ارزیابی کلی
8.2. سعید هاشمی
1.8.2. درباره‌ی نویسنده
2.8.2. آثار
1.2.8.2. محله‌ی میکروب خان
3.8.2. ارزیابی کلی
3. نتیجه‌گیری
1.3. تکنیک‌های مورد استفاده
2.3. تنوع تکنیکی و طرز بیان

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

3.3. سیر طنزپردازی
فصل اول
مقدمه و مبانی نظری
1.1. بیان مسئله
طنز و مطایبه همواره از سوی نویسندگان و شاعران مورد توجه بوده است. با این وجود، باید گفت که نویسندگان کودک و نوجوان در سال‌های اخیر به این نوع ادبی گرایش بیشتری پیدا کرده و آثاری در این زمینه آفریده‌اند. ارائه‌ی تعریفی جامع از طنز، کار چندان ساده‌ای نیست. در فرهنگ اصطلاحات طنز در این‌باره آمده است:« در اصطلاح ادبی، طنز به نوع خاصی از آثار منظوم یا منثور ادبی گفته می‌شود که اشتباهات یا جنبه‌های نامطلوب رفتار بشری، فسادهای اجتماعی و سیاسی یا حتی تفکرات فلسفی را به شیوه‌ای خنده‌دار به چالش می‌کشد. طنز گرچه طبیعتش بر خنده استوار است اما خنده را تنها وسیله‌ای می‌انگارد، برای نیل به هدفی برتر و آگاه کردن انسان به عمق رذالت‌ها.» (اصلانی،140:1385-141). اندوهجردی طنز را این‌گونه تعریف می‌کند:«شیوه‌ی خاص بیان مفاهیم تند اجتماعی و انتقادی و سیاسی و طرز افشای حقایق تلخ و تنفرآمیز ناشی از فساد و بی‌رسمی‌های فرد یا جامعه را که دم‌زدن از آن‌ها به‌صورت عادی یا به‌طور جدی، ممنوع و متعذر باشد، در پوششی از استهزا و نیشخند، به‌منظور نفی کردن و برافکندن ریشه‌های فساد و موارد بی‌رسمی «طنز» می‌نامیم. به‌عبارت ساده‌تر، طنز را می‌توان انتقاد و نکته‌جویی آمیخته به ریشخند تعریف کرد و آن را طرزی خاص از انواع ادبی برشمرد که با تعریض و به‌طور غیرمستقیم اظهار می‌شود» (اندوهجردی،5:1378). حسن جوادی در کتاب «تاریخ طنز» می‌نویسد:
«استعمال کلمه‌ی ساتیر برای انتقادی که به صورت خنده‌آور و مضحک بیان شود در فارسی معاصر سابقه‌ی زیاد طولانی ندارد. هرچند که« طنز» در تاریخ بیهقی و دیگر آثار قدیم زبان فارسی به کار رفته است، ولی استعمال وسیعی به معنی فعلی کلمه یا بهتر بگویم به معنی اروپایی نداشته است. سابقاً در فارسی هجو به کار برده می‌شد که بیش‌تر جنبه‌ی انتقاد مستقیم و شخصی دارد و جنبه‌ی غیرمستقیم و طنزآمیز بودن« ساتیر» را دارا نیست و اغلب آموزنده و اجتماعی هم نیست. هجو ضد مدح است و اصولاً صراحت لفظی که در آن است نمی‌تواند نظیر لحن طنزآمیز «ساتیر» باشد. در فارسی «هزل» را به کار برده‌اند که ضد «جد» است و بیش‌تر جنبه‌ی مزاح و مطایبه دارد» (جوادی،11:1384).
جوادی سپس به بیان سیر تاریخی واژه‌ی «ساتیر» در ایران می‌پردازد و می‌گوید:«در دوره‌ی مشروطیت که شعرا و نویسندگان تعهد فوق‌العاده‌ای نسبت به اصلاح جامعه و ارشاد مردم احساس می‌کردند، اشعار و نوشته‌های طنزآمیز و انتقادی زیادی به‌وجود آوردند و کم‌کم احتیاج به وجود کلمه‌ای که این‌گونه آثار را توصیف کند احساس شد…در چند دهه‌ی گذشته، کلمه‌ی «طنز» اغلب به‌جای «ساتیر» فرنگی به‌کار برده شده و کم‌کم در فارسی مفهوم کلی آن را پیدا کرده است»(همان:15).
«با پیدایی مشروطیت، ادبیات طنزی حقیقی، که لبه‌ی تیز خود را بیش از افراد متوجه اجتماع و معایب عمومی جامعه ساخته بود، پدید آمد… طنزنویسی از نثر کم‌تر استفاده کرد. معهذا با آغاز مشروطیت و پیدایش روزنامه‌نگاری، در نثر فارسی مرحله‌ی نسبتاً جالب توجهی به‌وجود آمد و طغیان افکار آزادی‌خواهانه و شور آزادی و احساسات میهن‌پرستی گذشته از اشعار سیاسی و وطنی در یک رشته مقالات و پاورقی‌های کوتاه فکاهی و شوخی‌آمیز( که البته نه زیاد بودند و نه از هر حیث کامل) انعکاس یافت» (آرین پور،39:1351).
با این توضیحات و با توجه به محدوده‌ی این پژوهش در خصوص پرداختن به طنز نوجوان، می‌توان طنز را گونه‌ای اعتراض نسبت به کمبودها و نابه‌سامانی‌های موجود دانست که با بیانی هنری و در عین حال ساده و قابل فهم، در قالب خنده و شوخی سعی در شناساندن وضع موجود و اصلاح آن دارد.
«طنزپرداز با پیروی نکردن از هنجارهای جاری جامعه و نادیده گرفتن ارزش‌های ظاهری آن به‌نوعی «کجروی» و ناسازگاری با قواعد معمول و مرسوم دست می‌زند تا بتواند فریادش را علیه کجروان اجتماع بلند کند. او در مسیر حوادث دست می‌برد و با قدرت تخیل خود هرگونه تغییری را که در جریان رویدادها لازم دید بهعمل می‌آورد (اندوهجردی24-23:1378). این امر در طنز نوجوان با تفاوت‌هایی که ناشی از ویژگی‌های آن‌ها است، دیده می‌شود. «ویژگی‌های طنز کودک و نوجوان، به‌نوعی با محدودیت‌های آن در ارتباط است. در واقع، به‌دلیل اعمال چنین محدودیت‌هایی از طرف طنزپرداز و مراجع قانونی، هم‌چنین محدودیت‌هایی که ادبیات کودک و نوجوان به دلیل سطح سواد و معلومات مخاطب دارد، طنز کودکان و نوجوانان هم ویژگی‌های خاصی را به طنزپرداز تحمیل می‌کند» (پدرام،14:1383). بیان مسایل سیاسی، اخلاقی و حتی مذهبی، با رعایت محدوده‌ی سنی نوجوانان، در قالب داستان‌های فانتزی و با استفاده از شخصیت‌های تخیلی یا حیوانی، می‌تواند در جذب آن‌ها به سمت داستان‌های طنز، تأثیر به‌سزایی داشته باشد. چرا که با توجه به شرایط زندگی مدرن و وجود سرگرمی‌های گوناگون مانند رایانه، استفاده از مطالب و طنزهای قدیمی نمی‌تواند پاسخگوی نیاز نوجوانان باشد. بنابر این، بهتر است که طنزپرداز به بیان دغدغه‌های نوجوانان بپردازد و موضوع‌ها و مسائلی را در اثر خود مطرح کند که نوجوانان با آن‌ها سر و کار دارند. در این میان، زبان طنزپرداز از اهمیت بالایی برخوردار است. هرقدر زبان طنزپرداز به زبان مخاطبش نزدیک‌تر باشد، در برقراری ارتباط صمیمانه با مخاطب نوجوان موفق‌تر است. آشنایی طنزپرداز با تکنیک‌های طنز و استفاده‌ی به‌جا از آن‌ها متناسب با موضوع مورد طنز، می‌تواند در بالا رفتن کیفیت اثر داستانی، تأثیر قابل توجهی داشته باشد. با توجه به وجود محدودیت‌های طنز نوجوان، که به آن‌ها اشاره شد، تکنیک‌های بررسی شده در این پژوهش ، از میان تکنیک‌های بیان شده در منابع گوناگون انتخاب شده‌اند. حسن جوادی پنج تکنیک را به‌عنوان اصلی‌ترین تکنیک‌های بیان طنز معرفی می‌کند که عبارت است از: کوچک کردن، بزرگ کردن، تقلید مضحک یا پارودی، طعنه با کنایه‌ی طنزآمیز یا آیرونی و نقل قول مستقیم. به این پنج تکنیک، تزریق( بی‌معنی گویی)، طنز مختلط( درهم و برهم گویی) و طنز موقعیت را می‌توان افزود.
تکنیک‌های طنز
بزرگ نمایی( مبالغه و اغراق): در این تکنیک، که از شیوه‌های رایج طنزپردازی است، نویسنده درصدد است با اغراق در بیان ویژگی‌های سوژه‌ی مورد نظر (مثبت یا منفی) و بزرگ‌کردن زشتی‌ها و کاستی‌ها، به هدف اصلی خود، که نشان دادن حقیقت است، دست یابد.
کوچک نمایی: نویسنده در این شیوه «شخصی را که می‌خواهد مورد انتقاد قرار دهد، از تمام ظواهر فریبنده عاری می‌سازد و او را از هر لحاظ کوچک می‌کند. این کار می‌تواند به گونه‌های مختلف صورت گیرد، می‌تواند از لحاظ جسمی یا از لحاظ معنوی یا به شیوه‌های دیگری باشد» (جوادی،17:1384). به این ترتیب سوژه‌ی مورد نظر نویسنده تحقیر شده و از مرتبه‌ی انسانی خود دور می‌شود. از دیگر انواع کوچک کردن استفاده از دنیای حیوانات و شخصیت‌های حیوانی یا مقایسه‌ی آن‌ها با انسان‌ها است. «به این ترتیب اعمال انسان، جاه‌طلبی‌های او را مسخره می‌کنند و کارهای او را تا حد غریزی و حیوانی پایین می‌آورند» (همان:20).
طنز موقعیت: «منظور از این تکنیک، حالتی است که در آن طنزپرداز صحنه‌ای را می‌آفریند که تصور و تجسم آن مضحک و خنده‌دار است… گاهی در رمان‌های بلند موقعیت‌های طنزآمیز در یک صحنه‌ی واحد ایجاد نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ی حوادث یا به عبارتی بهتر، سیر حوادث به سوی موقعیت طنز به پیش می‌رود» (دهقانیان،165:1386-166). بنابراین، نمی‌توان این تکنیک را در جمله یا عبارتی خاص جستجو کرد؛ چراکه ممکن است کل یک اثر داستانی با استفاده از طنز موقعیت شکل گرفته باشد.
کنایه: در این تکنیک که در انگلیسی« آیرونی» خوانده می‌شود،« بازی با کلمات و ظرافت لفظی مهم است. مشکل است برای« آیرونی» معادلی دقیق در فارسی پیدا کرد که شامل تمام معانی آن باشد. این کلمه را فرهنگ‌ها به« طعنه»،« استهزا» و« وارونه‌گویی» ترجمه می‌کنند… سه اصطلاح ادبی فارسی بعضی از معانی گفته شده را به ذهن می‌آورند، ولی چون جنبه‌ی طنزآمیز ندارند، گویا نیستند. یکی« تجاهل‌العارف» است… دیگری« کنایه» و سومی« ایهام» است که خیلی شبیه کنایه است…{ بنابراین} شاید بهتر باشد که معنی کلی آن را به« کنایه‌ی طنزآمیز» ترجمه کنیم»( جوادی،38:1384). گاهی نویسنده برای بیان مطالبی که معنی زیبایی ندارند، از این شیوه‌ی بیان هنری استفاده می‌کند و آن‌ها را به صورت پوشیده و با کنایه و تعریض بیان می‌کند. کنایه زمانی مؤثرتر است که مبالغه‌آمیز و دارای چند معنایی باشد.
تقلید مضحک یا پارودی: در این تکنیک، طنزپرداز با استفاده از تحریف و مبالغه، به تقلید از یک اثر ادبی یا حماسی می‌پردازد و موجب استهزا و گاهی تحقیر آن می‌شود.
هرکدام از تکنیک‌های بیان شده، می‌تواند در گیرایی و اثرپذیری بیشتر یک اثر طنزآمیز نقش مؤثری داشته باشد در صورتیکه از بازی‌های زبانی و بیانی، لفظی و معنوی مانند: جناس، تشبیه، ایهام، تضاد، تکرار و … استفاده کنند.

2.1. اهمیت و ضرورت پژوهش
با توجه به این‌که داستان‌های طنز در ادبیات کودک و نوجوان از سوی نویسندگان این حوزه کم‌تر مورد توجه بوده و تنها در سال‌های اخیر بیشتر به آن پرداخته‌اند؛ این نوع ادبی جزء گونه‌های نوین ادبیات داستانی این گروه سنی قرار می‌گیرد. به همین دلیل، کم‌تر مشاهده شده که داستان‌های طنز نوجوان از سوی پژوهش‌گران و منتقدان ادبیات کودک و نوجوان نقد و بررسی شوند. ضرورت و اهمیت بررسی و تحلیل تکنیک‌های طنز به‌کار رفته در ادبیات داستانی نوجوان ذر این است که راه را برای شناخت آسیب‌ها و نقاط مثبت این آثار هموارتر می‌سازد تا نویسندگان طنز نوجوان بتوانند آثاری با کیفیت‌تر و در سطحی بالاتر بیافرینند. خلق چنین آثاری باعث ترغیب هرچه بیشتر نوجوانان به مطالعه شده و نیازهای آنان را در این زمینه تأمین می‌سازد. از آن‌جا که نوجوانان در این سن از نظر جسمی و روحی در حال رشد و بالندگی هستند، ساختن دنیایی شاد و همراه با خنده می‌تواند در رشد سالم‌تر آن‌ها تأثیر قابل توجهی داشته باشد.

3.1. هدف پژوهش
زمانی که خواننده یک اثر طنزآمیز را می‌خواند، انتظار دارد که با واقعیت روبه‌رو شود و بخشی از دغدغه‌های خود را در آن بیابد. نویسنده‌ی طنزپرداز از مردم جامعه‌ی خود جدا نیست و نمی‌تواند بدون پرداختن به مسائل روز اطراف خود، اثری همسو با روحیه‌ی مخاطب به وجود بیاورد. این امر، مستلزم شناخت دقیق طنزپرداز از معایب جامعه و بینش اجتماعی او است که منجر به انتخاب آگاهانه‌ی موضوع می‌شود. موضوع و سوژه‌یی که طنزنویس برای داستان‌خود برمی‌گزیند، می‌تواند با استفاده‌ی به‌جا از تکنیک‌های مناسب، در آفرینش اثری اجتماعی نقش بسزایی داشته باشد. این پژوهش بر همین اساس و در راستای اهداف زیر انجام خواهد شد:
1- تکنیک‌های طنز و مطایبه به صورت تحلیلی مورد ارزیابی قرار بگیرند و پرکاربردترین آن‌ها معرفی شوند.
2-آثار بررسی شده از نظر کاربرد تکنیک‌های طنز با یکدیگر مقایسه شوند و بهترین نمونه‌ها مشخص گردند.
3-سیر طنزپردازی آثار داستانی نوجوان دهه‌ی هشتاد و دگرگونی‌هایی که در این آثار رخ داده، بررسی شوند.
4-آثار از نظر موضوعی نیز مورد تحلیل و ارزیابی قرار بگیرند.

4.1. پیشینه‌ی پژوهش
با وجودی‌که در سال‌های اخیر در ادبیات داستانی نوجوان به اهمیت طنز توجه شده است، پژوهش چندانی به‌صورت جامع و کامل در این زمینه انجام نشده است. مقاله‌های نوشته شده در این زمینه بیشتر به بررسی یک یا چند اثر از یک نویسنده‌ی خاص پرداخته‌اند. برای بررسی پیشینه، ابتدا کتاب‌های نوشته شده در زمینه‌ی طنز معرفی می‌شوند و سپس، مقاله‌‍‌های موجود بررسی می‌شوند.

کتاب
یحیی آرین‌پور در جلد دوم کتاب از صبا تا نیما(1351) در بخش کوتاهی به ویژگی‌های طنز و معرفی برخی طنزنویسان ایران در زمان مشروطیت پرداخته است. هم‌چنین فریدون تنکابنی در کتاب اندیشه و کلیشه و چند مقاله‌ی دیگر(1357) در یکی از مقاله‌ها طنز، هزل، هجو و فکاهه را تعریف می‌کند و به‌گونه‌ای مختصر ویژگی‌های طنز در داستان کوتاه را بررسی می‌کند. کتاب دیگری که به تفصیل درباره‌ی طنز سخن گفته است، طنز و طنزپردازی در ایران(1378) نوشته‌ی حسین بهزادی اندوهجردی است. در این کتاب اهمیت و فایده‌ی طنز، عناصر طنز، مضامین مورد استفاده در طنز، صنایع بدیعی به‌کار رفته در طنز بیان و در هر بخش، مثال‌ها و نمونه‌های بسیاری از شاعران و نویسندگان طنزنویس آمده است. با این‌که نویسنده مطالب ارزشمند و مفیدی درباره‌ی طنز و طنزپردازی ارائه کرده است، اما کتاب در بیشتر موارد به اطناب کشیده شده و سلیقه و نظر شخصی نویسنده در بیان مطالب بی‌تأثیر نبوده است.
از کتاب‌های ترجمه شده درباره‌ی طنز، طنز نوشته‌ی آرتور پلارد(1378) است. نویسنده پس از بیان تعریف‌های گوناگونی که از طنز در فرهنگ‌ها ارائه شده، به شیوه‌ها و تکنیک‌های به‌کارگیری طنز در رمان و داستان کوتاه پرداخته است.
در این میان شاید بتوان گفت پژوهشی که حسن جوادی در کتاب تاریخ طنز در ادبیات فارسی(1384) انجام داده، جامع‌ترین کتاب در این زمینه باشد. در این کتاب در تعریف طنز به معادل اروپایی آن یعنی ساتیر توجه شده و تفاوت‌های طنز با هجو و هزل بررسی شده است. در بخش‌های دیگرکتاب به این موضوعات پرداخته است: تکنیکهای اصلی طنزپردازان، طنز، طنز و انتقاد اجتماعی در ادبیات فارسی پیش از مشروطیت، طنز در مطبوعات، طنزسرایی پس از مشروطیت. در پایان، طنز را در داستان‌ها و نمایشنامه‌ها بررسی کرده است.
ابوالفضل حری در کتاب درباره‌ی طنز(1387) با عنوان فرعی «رویکردی نوین به طنز و شوخ طبعی»، همه‌ی تعریف‌های مربوط به طنز و واژه‌ها و ترکیب‌های مرتبط با آن را در فرهنگ‌های گوناگون بیان کرده است؛ هم‌چنین در پایان کتاب فهرستی از منابع درباره‌ی طنز و طنزپردازی در ایران و جهان ارائه داده است.
پیشینه‌ی پژوهش در «کتاب ماه کودک و نوجوان»
حسین شیخ‌رضایی(1378) با بررسی کتاب روزنامه سقفی همشاگردی نوشته‌ی فرهاد حسن‌زاده، مواردی چون استفاده از تکنیک‌ها و شیوه‌های گوناگون در بیان طنز، پیوستگی شخصیت‌های طنزآمیز و بیان مفاهیم و پیام‌های اخلاقی و اجتماعی در قالب طنز، بدون آموزشی شدن کتاب را از دلایل موفقیت آن دانسته است. روح‌الله مهدی پورعمرانی(1384) با اشاره به نام‌های طنزآمیز و کنایی در کتاب لبخندهای کشمشی یک خانواده‌ی خوشبخت، معتقد است که طنز حسن‌زاده در این کتاب در سطح واژگان و کلام باقی مانده و حتی گاهی رویکرد طنز در حد هجو و هزل فروکاسته شده است. در این میان، عباس قدیرمحسنی(1384) بازآفرینی داستان‌های کهن و امروزی کردن آن‌ها را دلیل اصلی ایجاد عنصر طنز در کتاب در روزگاری که هنوز پنجشنبه و جمعه اختراع نشده بود، می‌داند. هم‌چنین در شماره‌ی 96 کتاب ماه(1384)، گزارشی از نشست مخاطب‌شناسی درباره‌ی کتاب لبخندهای کشمشی یک خانوده‌ی خوشبخت به‌چاپ رسیده است. از جمله کسانی‌که به بررسی تکنیک‌های طنز در آثار مرادی کرمانی پرداخته‌اند، می‌توان به شهره کائدی(1379) و شهرام اقبال‌زاده(1382) اشاره کرد. اقبال‌زاده با واکاوی طنز در داستان نه تر و نه خشک، بازآفرینی روایتی کهن و استفاده‌ی مناسب از زبان طنز به دور از هرگونه روزمرگی و شتاب‌زدگی را ابزاری برای نقد قدرت و قدرتمداران در این داستان می‌داند. در کتاب ماه مقاله‌هایی از نویسندگان گوناگون چاپ شده که در آن‌ها به اختصار درباره‌ی برخی آثار دیگر که رویکردی طنزآمیز داشته‌اند، سخن گفت‌اند. رایکا بامداد(1382) به طنز به‌کار گرفته شده در کتاب عکس بابای چندم نوشته‌ی عذرا جوزجانی اشاره کرده است. نگار پدرام(1383) از زبان طنزنویسانی مانند حسن‌زاده، احترامی و ژوله، برخی ویژگی‌های طنز نوجوان و تفاوت‌های آن با طنز بزرگسالان را بیان کرده است. از دیگر مقالات در این زمینه، مقاله‌ی شهره کائدی(1384) بررسی کوتاه خانواده‌ی آقای چرخشی نوشته‌ی طاهره ایبد و رایکا بامداد(1384) در بررسی داستان بچه‌های خاک اثر محمدرضا یوسفی است.

پیشینه‌ی پژوهش در« پژوهشنامه‌ی ادبیات کودک و نوجوان»
در کتاب‌شناسی تحلیلی تابستان 1384، که در شماره‌ی 3 پژوهشنامه به‌چاپ رسیده، به طنز ناموفق و کلیشه‌ای موجود در داستان جنگ بادکنک‌ها نوشته‌ی محمدرضا میرکیایی اشاره‌ی کوتاهی شده است. هم‌چنین در کتاب‌شناسی تحلیلی زمستان 1375 به کوشش غلام‌رضا منفرد، درباره‌ی کتاب«عمو رستم» از همین نویسنده مطالبی بیان شده است. بر اساس این دیدگاه، هرچند طنز حاکم بر فضای داستان از یکدستی لازم برخوردار نیست، اما در کنار کوتاه بودن هر بخش، خواننده را از خستگی نجات می‌دهد. مهدی حجوانی(1375) پس از بررسی عناصر داستانی کتاب گاه روشن،گاه تاریک فرهاد حسن‌زاده، به طنز بی‌روح موجود در داستان اشاره‌ی گذرایی کرده است. روح‌الله مهدی‌پورعمرانی(1383) به تحلیل داستان‌های دیگری از این نویسنده پرداخته است. از دیدگاه وی، طنز موجود در داستان‌های کلاغ کامپیوتر و نمکی و مار عینکی طنزی عمیق است که در ژرف‌ساخت داستان به‌کار رفته و به‌خوبی پرداخت شده است. اما در لطیفه‌های ورپریده بیشتر با شوخی کلامی و طنز گفتار روبه‌رو می‌شویم که در قالب گونه‌هایی مانند شعرواره‌های فکاهی، کاریکلماتور، شوخی با زبان و شکل نوشتاری کلمات و ترکیبی از کلام و تصویر بیان شده است. در میان نویسندگانی که به آثار دیگر پرداخته‌اند، باید به شهرام اقبال‌زاده(1380) اشاره کرد. وی در کنار بررسی مسائل جامعه‌شناسی، طنز چندلایه و گزنده‌ی عموزاده خلیلی را در کتاب بی‌شناسنامه‌ها تحلیل کرده است. جواد جزینی(1382) با نگاهی به داستان آواز نیمه شب نوشته‌ی داوود غفارزادگان، موقعیت‌های طنزآمیز و گفتگوی شخصیت‌های داستان را در آفریدن فضایی طنزآمیز در داستان، مؤثر می‌داند. روح‌الله مهدی‌پور‌عمرانی(1382) درباره‌ی دگردیسی داستان‌های تاریخی در طنزهای محمد میرکیایی سخن گفته است. علاوه بر عمرانی، جزینی(1382) طنز موقعیت را مبنای اصلی کار در داستان پادشاه کوتوله و چهل دردسر بزرگ می‌داند. شکوه حاجی‌نصرالله(1382) در مقاله‌ای که درباره‌ی آثار مرادی کرمانی نوشته است، طنز داستان‌هایی مانند قصه‌های مجید، تنور و مهمان مامان را بر خلاف داستان مربای شرین که طنز موقعیت است، طنز زبانی می‌داند که در دو داستان اول موفق‌تر عمل کرده است. زری نعیمی(1384) و فروغ شایگان(1386) به طنز متفاوت آثار محمدرضا شمس اشاره کرده‌اند. از دیدگاه نعیمی، طنز، بازی با کلمات و وارونه‌سازی، زبان داستان‌های شمس را چند لایه ساخته و با حذف نویسنده از روایت داستانی، قابلیت تأویل متن را بیشتر کرده است. سجاد صاحبان‌زند(1384) با بررسی برخی آثار شهرام شفیعی مانند ماجراهای سلطان و آقا کوچول، معتقد است شفیعی با استفاده از یک ماجرای تاریخی در این داستان توانسته واقعیت تاریخی را به نفع واقعیت قصه تغییر دهد و با زبان طنز آن را بازگو کند.
با توجه به داده‌های به‌دست آمده در پیشینه‌ی پژوهش، روشن است که هیچ کتابی در زمینه‌ی طنز نوجوان نوشته نشده و از میان مقالات منتشر شده در این زمینه نیز تنها چند مقاله به صورت گذرا به بررسی تکنیک‌های طنز در آثار داستانی نوجوان پرداخته‌اند.

5.1. پرسش‌های پژوهش

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-کدام‌یک از تکنیک‌های طنز در داستان‌های نوجوان دهه‌ی هشتاد بیشتر مورد استفاده‌ی نویسندگان قرار گرفته‌اند؟
2-بیشترین موضوع‌های به‌کار رفته در این داستان‌ها در چه حوزه‌ای بوده است؟
3-نویسندگان طنزنویس نوجوان تا چه اندازه در استفاده از تکنیک‌های طنز و ارائه‌ی اثری مطلوب موفق عمل کرده‌اند؟
4-طنزپردازی در این آثار چه سیری را دنبال کرده و چه تحولاتی در آن رخ داده است.
1.6. روش پژوهش
این پژوهش به روش تحلیل محتوای قیاسی انجام شده است. به این ترتیب که پس از شناسایی تکنیک‌های طنز در منابع گوناگون و به دست آوردن تعریفی دقیق از آن‌ها، به تحلیل آثار پرداخته خواهد شد. گردآوری اطلاعات نیز به روش کتابخانه‌ای بوده است. در این پژوهش، آثار داستانی نویسندگان طنزپرداز نوجوان در دهه‌ی هشتاد، به دلیل فراوانی نسبت به دیگر دوره‌ها، بررسی شده‌اند.
در هر بخش، پس از ارائه‌ی خلاصه‌ای از داستان کتاب، تکنیک‌های به کار رفته همراه با مثال، تحلیل و ارزیابی می‌شوند. در پایان نیز در یک جمع‌بندی کلی درباره‌ی آثار هر نویسنده به صورت کلی پرداخته خواهد شد. ترتیب آوردن تکنیک‌ها بر اساس بیشترین کاربرد در مقیاس کلی بوده است.
فصل دوم
بررسی و تحلیل تکنیک‌های طنز
1. تکنیک‌ها و روش‌های بیان طنز
در این بخش تکنیک‌ها و شیوه‌های ایجاد طنز در آثار داستانی نوجوان با محوریت کتاب‌های معرفی شده در بخش نخست بررسی می‌شود. براین اساس، ابتدا معرفی کوتاهی از هر نویسنده ارائه شده و سپس تکنیک‌های به‌کار رفته در آثار او بررسی و تحلیل می‌شوند. شایان ذکر است تکنیک‌ها و روش‌های بیان طنز، به ترتیب فراوانی به‌کاررفته در کل آثار نویسندگان است.
هم‌چنین یادآوری این نکته ضروری است که گاهی ممکن است تنها از یک تکنیک یا روش استفاده نشده باشد و نویسنده برای طنزآمیزتر شدن اثر خود، چند تکنیک یا روش را در کنار هم به‌کار برده باشد. در این موارد، تکنیک مورد نظر در آن بخش بررسی شده و از بیان دیگر تکنیک‌ها خودداری گردیده است.
1.2. احمد اکبرپور
1.1.2. درباره نویسنده
احمد اکبرپور، متولد 1349 شهرستان لامرد استان فارس و دانش‌آموخته رشته روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی است . بیشترین شهرت او به دلیل نگارش داستان‌های کودک و نوجوان است که برای وی جوایز متعددی ازجمله کتاب سال جمهوری اسلامی ایران را به ارمغان آورده‌است. اکبرپور عضو شورای کتاب کودک و انجمن نویسندگان کودک و نوجوان است. برخی از آثار او عبارتند از:
قطار آن شب، امپراطور کلمات، من نوکر بابا نیستم، شب به خیر فرمانده، دختری ساکت با پرنده‌های شلوغ، اگر من خلبان بودم.
2.1.2. آثار
1.2.1.2. من نوکر بابا نیستم
خلاصه‌ی داستان
این داستان در خانواده‌ای روستایی می‌گذرد. روزی از جیب پدر خانواده که مردی خسیس و پول‌دوست است دسته‌ی پولی به درون چاه مستراح می‌افتد. در همین هنگام است که اندیشۀ فرستادن یکی از فرزندانش به درون چاه برای نجات پول‌ها به ذهن او می‌رسد و از قضا داوود، پسر کوچک‌تر را که پسری آرام و سربه‌زیر است برای این‌کار در نظر می‌گیرد؛ اما داوود می‌گریزد و ماجراهایی فرعی حول داستان اصلی شکل می‌گیرد. در این میان، پسرعموی داوود که در جشن عروسی عمه‌شان، پنهانی به درون چاه رفته تا پول‌ها را دربیاورد، در چاه می‌افتد. با این اتفاق همه برای نجات او بسیج می‌شوند و در نهایت پول‌ها از چاه بیرون می‌آید.
تکنیک‌ها
کنایه: نویسنده در تلاش است تا با استفاده از این تکنیک، صفات مذموم اخلاقی هم‌چون پول‌دوستی‌، خساست و تحقیر را در روند داستان به نمایش بگذارد. این امر از طریق تیپ‌سازی در مورد شخصیت‌هایی مانند پدر، عمو، یحیی و یونس نشان داده می‌شود. پدر که در تمامی داستان به سخت‌گیری‌ها و اصول اخلاقی سنتی خود معتقد است، مانند انسانی بی‌احساس رفتار می‌کند. هرچند نشانه‌هایی در داستان می‌یابیم که وی را مردی مهربان در درون نشان می‌دهد؛ به‌هر‌روی خساست او موجب می‌شود تا همه‌چیز را در سایه‌ی پول و مسائل اقتصادی ببیند. به همین دلیل از نظر او عشق مردی ثروتمند مانند مشهدی‌نوروز که عاشق مهوان شده است، باوجود وسواس افراط‌گونه‌ی مهوان نامعقول است:
بنازم به قدرت خدا که چشم‌و‌گوش‌ یکی مثل مشدی نوروز را می‌بندد تا هرچه دار و درخت دارد بفروشد و خرج آدم ناقص عقلی مثل مهوان بکند. اگر این دیوانه از من حرف شنوی داشت به‌خاطر یک‌سوسک ابروی ما را و میرزاعلی را فوت هوا نمی‌کرد. (ص44و45)
هم‌چنین، در فصل چهارم داستان که از زبان پدر بیان می‌شود می‌توان کنایه‌هایی را به وضع نامطلوب اجتماعی و عادت به چاپلوسی در میان مردم دید که از زبان پدر اینچنین توصیف می‌شود:
به بهانۀ اینکه با رئیس پاسگاه دهن‌به‌دهن نشوم می‌روم طرف دکان، ولی اتولش را درست جلوی پایم نگه می‌دارد. مرتیکۀ پررو می‌گوید: حاجی حالا دیگر با مأمور دولت سرسنگین تا می‌کنی؟ من دیگر معطل نمی‌کنم و جوابش می‌دهم: اگر نصف همین پول از جیب شما می‌افتاد حتم امنیه‌ها را با سر می‌فرستادید داخل مستراح. ملافرج و مشدی نوروز بلند می‌شوند و دستش را می‌بوسند انگار که استغفرالله امام‌زاده‌ای است که صاف و راست از آسمان پایین افتاده و رفته توی پاسگاه. در عوض مگر مرتیکۀ چارشاخ حرمت سرش می‌شود؟! همین‌ها را می‌بیند که تا می‌تواند سگ می‌شود و پاچۀ چهارتا آدم بی‌کس‌وکار را می‌گیرد. (ص45)

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید